جناب یزدی سقوط نظام نه تنها “حیف” نیست بلکه استمرارش مایه ننگ بشریت است!

 نامه خصوصی ابراهیم یزدی خطاب به محمدجواد حجتی کرمانی اخیرا منتشر شده است که وی در  آغاز این نامه به شرح بازداشت های غیر قانونی  و دادرسی غیر عادلانه پرداخته است. اخیرا خبر دیگری نیز منتشر شده که ایشان میبایستی ظرف ۱۵  روز خود را به زندان اوین معرفی کنند، نگارنده ضمن تقبیح قانون شکنی و موارد نقض حقوق بشر در برخورد غیر قانونی و غیر انسانی با ابراهیم یزدی خواهان آزادی بی قید و شرط  ایشان و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی  گمنام و شناخته شده اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب  هستم.

آقای یزدی در این نامه با ابراز خوشحالی از رساندن حقایق به گوش “رهبر انقلاب” توسط آقای کرمانی، در بخشی از نامه خویش خطاب به علی خامنه ای  پیام میدهند: “من به نظام جمهوری اسلامی رای داده‌ام و به رای خود وفادارم. شما با این ظلم‌ها وستم‌ها، مقدمات سقوط نظام را فراهم می‌کنید. حیف است نکنید!” حقیقتا جملات آقای یزدی  نیاز به هیچ شرحی ندارد اما این سوال را در اذهان مطرح میکند که چرا سقوط نظام ج.ا “حیف” است، حکومتی که از هیچ خیانت و جنایتی کوتاهی نکرده است، حکومتی که در بدو آغازش هزاران تن از بهترین فرزندان ایران زمین را به کام مرگ کشید و با تحریک صدام و تضعیف ارتش، اجازه تجاوز عراق به خاک ایران را مهیا کرد و با استمرار این جنگ خانمان سوز (که طولانی ترین جنگ تاریخ معاصر لقب گرفت) به هدف رسیدن به بیت المقدس و صدور انقلاب، نزدیک به یک میلیون ایرانی  را قربانی کرد و خسارت ۱۰۰۰ میلیارد دلاری که هرگز وصول نشد را بر ایرانیان تحمیل کرد.

براستی چرا آقای یزدی  به چنین حکومتی وفادار هستند؟  ج.ا  یکی از ننگین ترین حکومت های اتوکرات  و تمامیت خواه در طول  تاریخ بوده و در حال حاضر به بزرگترین زندان روزنامه نویسان جهان تبدیل گشته و بالاترین تعداد اعدام به نسبت جمعیعت را در جهان داراست، وضعیت  بحرانی نقض حقوق بشر تحت ج.ا اکنون به مرز جنایت علیه بشریت رسیده و ازعدم حراست  از تمامیت ارضی ایران شامل  سهم  ایران در دریای خزر تا ادعای امارات در مورد جزایر ایرانی تا عدم استخراج از حوضه های مشترک نفت و گاز و سرمایه گذاری در صنعت پترو شیمی ایران ناشی از تحریم هایی  که از فردای  “انقلاب دوم” توسط دانشجویان خط امام  شکل گرفت و تا به امروز ادامه داشته، همگی و همگی ایرانیان را در انزوای بین المللی  نگاه داشته و حیثیت ایرانیان در خارج از ایران هر روز زیر سوال میرود  و غالب ایرانیان در زیر خط فقر دست و پنجه نرم میکنند.

شاید این بار اول نیست که ایشان وفاداری خویش را به حکومت چنین عنوان کرده باشند اما چندی پیش پس از افشای یکی از تگرام های محرمانه سفارت امریکا در  دوبی  توسط ویکلیکس اطلاعات بیشتری از دیدگاه های  آقای ابراهیم یزدی در مصاحبه  محرمانه  با دیپلمات های امریکایی افشا شد. این تلگرام که به سازمان سیا، شورای امنیت ملی امریکا در واشینگتن و اطلاعات ارتش امریکا  ارسال شده، ضمن تایید اقامت دائم ابراهیم یزدی در امریکا،  چنین آمده:

  Rather than imposing economic sanctions on Iran, the US should encourage trade and economic development in Iran, he said. Economic liberalization, he argued, would be more likely to foster political reform than economic sanctions.

در این تلگرام که در در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۰۸ ارسال گشته، ابراهیم یزدی  مخالفت خود را با تحریم های اقتصادی امریکا علیه ایران بیان میکند و بجایش خواستار “تشویق توسعه اقتصادی و تجاری و آزاد سازی اقتصادی امریکا با ایران” میشود  که از دیدگاه وی احتمال بیشتری برای “اصلاحات سیاسی” مهیا میکند  تا تحریم اقتصادی!

VOA is run by monarchists, Yazdi said, who have a clear agenda of regime change, but also do not have any idea what conditions in Iran are like and are out of touch with the Iranian public.

در بخش دیگری از این سند سری، ابراهیم یزدی میگوید که صدای امریکا توسطه مشروطه خواهان اداره میشود  که “تغییر نظام” را به روشنی در دستور کار دارند که [به ادعای ایشان] از شرایط ایران خبر نداشته و در تماس با عموم ایرانیان نیستند.

بنابراین این بار اول نیست که ابراهیم یزدی مخالف تغییر نظام  است اما براستی چرا آقای یزدی وفادار به چنین حکومت فاسد مستبدی است و چگونه سقوط اجتناب ناپذیر این حکومت میتواند مایه تحسر، تاسف و افسوس آقای یزدی را فراهم آورد؟ شاید با در کنار قرار دادن این حقایق قضاوت در این مورد  برای خوانندگان میسر گردد.

Posted in Politics | Tagged , | Leave a comment

شکستی دیگر برای نایاک و لابی مستاصل ج.ا در دادگاه فدرال امریکا

تریتا پارسی، رئیس سازمان لابی  نایاک که به نفع ج.ا لابی میکند  در پاسخ به مقالات افشاگرانه و انتقادی حسن داعی  در تاریخ ۳۰ آپریل ۲۰۰۸ شکایتی حقوقی علیه حسن داعی  به اتهام  “افترا و تهمت”  را تسلیم مقامات قضایی کرد تا با فشار قانونی و پیش بینی عدم پیگیری توسط داعی او را خاموش کند. تریتا پارسی در بیانیه مطبوعاتی خویش اینگونه اظهار نظر نمود: “امید ما این است که این شکایت نه تنها نقطه پایانی بار تهمت ها و افتراهای آقای حسن داعی الاسلام بگذارد، بلکه هر اقدام مشابهی از تهمت و افترا  و شایعه پراکنی در فرهنگ سیاسی ایرانیان امریکایی تبار پایان دهد”  اما سرانجام پس از قرین به ۴ سال از اقامه دعوا، قاضی دادگاه فدرال ایالت واشینگتن  دی سی، جان بیتس در تاریخ ۳۰  مارس  ۲۰۱۲  حکمی ۲۱ صفحه ای را صادر نمود که طبق آن شهادت فنی دو تن از کارشناسان منصوب نایاک در دادگاه پس از بررسی  توسط قاضی رد شد! اساس پرونده شکایت نایاک به اتکا  دو  شهادت فنی استوار بود که توسط دو کارشناس که توسط نایاک منصوب شده بودند به دادگاه ارائه گشت.

ایکات دباشیس، استاد روزنامه نگاری دانشگاه کارولینای شمالی با نوشتن گزارشی  قصد شهادت به نفع شاکی [نایاک]  را داشت و در این گزارش ادعا نموده بود که نوشته های داعی الاسلام استاندارد مسولیت پذیری و توجه  روزنامه نگاران را برآورده نمی کنند. قاضی بیتس گزارش وی را بیش از حد مبهم و کلی دانست و اذعان داشت: “فراتر از این اظهارات کلی، ایکات نمونه ها و یا استناداتی به هر گونه واقعیت بی اساس و یا اظهارات گمراه کننده در نوشته متهم را فراهم نمی کند.” ایکات در گزارش خود ادعا کرده بود که بیش از ۶۰ مقاله حسن داعی را مطالعه کرده اما هرگز نتوانست صحت منابع ثانویه که داعی بدان ارجاع کرده بود را مستند زیر سوال ببرد. او همچنین ادعا کرده بود که داعی اجازه پاسخگویی نایاک  را نداده اما وکلای داعی ثابت کردند که نه تنها تریتا پارسی در بخش نظرات مقاله میتوانسته اظهار نظر کند بلکه نمونه هایی از درج پاسخ های نایاک در مقالات  داعی را نیز تقدیم دادگاه کردند.

جوئل مورس، استاد اقتصاد دانشگاه بالتیمور، کارشناس دوم نایاک  نیز می خواست در دادگاه به استفاده از برآورد خود از خسارات مالی که نایاک و رئیسش متحمل شده شهادت بدهد.  قاضی بیتس در حکم خویش آورده که او همچنین از یک روش ناقص برای ارتباط دادن افترا به کاهش مازاد بودجه نایاک از زمان انتشار مقاله در سال ۲۰۰۷ استفاده کرد. به طور خاص، مورس به اندازه کافی نمی تواند نشان دهد که مقالات داعی سبب افزایش هزینه های نایاک در طول زمان مورد سوال شد و یا رکود اقتصادی در [کاهش] کمک های مالی به نایاک تاثیر داشت. قاضی جان بیتس اظهار داشت: “با توجه به خطاهای متعدد واقعی، ریاضی، و نظری در محاسبات مورس، دادگاه اعلام میکند که محاسبات مورس در نهایت به اندازه کافی قابل اعتماد قبل از قرار دادن در پیش حقیقت یاب نیست” قاضی بیتس در تاریخ ۳۰ مارس شهادت فنی هر دو کارشناس را نپذیرفت و رد  کرد.

تریتا پارسی پس از شکست پیاپی در فعالیت های لابی گرایانه خویش اکنون با رسوایی بزرگی روبرو گشته و نه تنها نتوانست ادعای کذایی افترا علیه نایاک را ثابت کند بلکه به زودی شاهد تحقیقات قضایی درباره فعالیت های غیر قانونی این سازمان (که تحت لوای فعالیت آموزشی و برای بهره بری  از معافیت مالیاتی  به دروغ از ثبت شرکت به عنوان سازمان لابی خودداری کرده بود) خواهیم بود، فراموش نکنیم که بخش مهمی از ادعای افترا و تهمت مربوط به “لابیست خواندن” این سازمان بوده که با شکست این شکایت یقینا خلاف آن ثابت میگردد، زیرا طبق قانون لابیست ها و سازمان های لابی باید نهایتا ظرف کمتر از ۴۵ روز با مقامات رسمی ثبت نام کنند و سازمان لابی اساسا قادر به دریافت هیچگونه  کمک مالی فدرال نیست که یقینا ضرورت  بررسی این موارد  که نایاک مظنون به نقض آن است  توسط محاکم قضایی ذیصلاح را می طلبد!

بیست روز دیگر چهارمین سالگرد طرح این شکایت توسط نایاک است، حال پس از این شکست مفتضحانه  انتظار میرود تا  لابیست های مستاصل ج.ا  به زودی با چالش های حقوقی و پیگرد قانونی  روبرو شوند!

Posted in IRI Apologists, Politics | Tagged , , | Leave a comment

دعوت از مدیریت بالاترین برای مصاحبه با آقای مصطفایی در بالاویزیون در ارتباط با طرح شکایت از خامنه ای و تصویب قانون مجازات اسلامی

با گذشت ۳ ماه از فراخوان عمومی رضا پهلوی برای جلب مشارکت همگانی در طرح ملی شکایت  از وضیعت بحرانی حقوق بشر ایران علیه ناقضان عمده حقوق بشر(علی خامنه ای) به شورای امنیت  به اتهام جنایت علیه بشریت و برای ارجاع شکایت  به دیوان کیفری بین المللی جهت بررسی و ایراد اتهام، جناب مصطفایی در کنفرانس مشترک در تاریخ ۱۵ دسامبر حمایت خویش را از این طرح ملی اعلام نمود و رسما به تیم حقوقی مجرب و متخصص  جناب پهلوی پیوستند.

با ارسال گزارش حقوقی ۴۴ صفحه ای  جناب پهلوی به نمایندگان دائم اعضای شورای امنیت، دبیر کل سازمان ملل، روسای جمهور ۱۵ کشور عضو، احمد شهید، شورای حقوق بشر و سازمان های حقوق بشری، این طرح شکایت وارد فاز نوینی شده است و جلب حمایت اعضا برای دستور کار قرار دادن این شکایت را دنبال  میکند.

مدیریت محترم بالاترین حدود یک ماه و نیم پیش،  پس از کنفرانس مشترک پاریس از آقای مصطفایی برای گفتگو در بالاویزیون دعوت کرد و البته آقای مصطفایی پاسخشان به دعوت  مدیریت بالاترین مثبت بود، همچنین آقای مصطفایی اخیرا نیز آمادگی شان را برای انجام این گفتگو تایید کردند، حال که قانون مجازات اسلامی با مفادی بسیار پرسش انگیز تصویب شده و هموطنان با سوالات  بسیاری از پیامد های این قانون جدید روبرو هستند، بسیار نیکوست که مدیریت بالاترین با وفای به عهد و برگزاری این جلسه گفتگو به فرایند مهم اطلاع رسانی و آگاه سازی در حوزه حقوق بشر  کمک کنند.

Posted in 2011HR8712, Human Rights | Tagged , | Leave a comment

Longing for non-discrimnatory free Iran…

The secret of happiness is freedom. The secret of freedom is courage. (Thucydides)

Posted in Women Rights | Tagged | Leave a comment

تشدید حملات لابی ج.ا به طرح شکایت رضا پهلوی از خامنه ای + مستندات

عکس آقای رضا نصری رودسری (سمت راست) و برادرش علی نصری؛ لابیست های جمهوری اسلامی

آلبوم کامل عکس های لابی گری اعضای سازمان آقای رضا نصری رودسری در کنگره امریکا از جانب مردم ایران 

پیشگفتار مولف:تمامی مطالب، تصاویر و شواهد مندرج در این نوشته تحقیقی، مستند بوده و از سایت های عمومی، وب سایت و وب لاگ های آقای نصری  که در دسترس همگان بوده استخراج شده است و هیچ گونه نقض حریم خصوصی هیچ فردی در این نوشته ارتکاب نیافته است. تمامی این اطلاعات در دسترس عموم بوده و هیچ گونه اطلاعات خصوصی در این نوشته لحاظ نگردیده. فعالیت های لابی گرایانه برادران نصری علی رغم  ثبت رسمی به عنوان سازمان لابی انجام شده و با لحاظ کردن قوانین امریکا، بسیار پرسش انگیز است. در ضمن سازمان مسیری به سوی صلح تا لحظه نگاشتن این مقاله حتی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی ۵۰۱ (سی )(۳)  تبت نشده که طبق آن تا یک پنجم درآمدش را بتواند لابی گری کند. از همه مهمتر اینکه در گزارش جیل دوروتی از سی ان ان در دقیقه ۱:۱۶  به “لابی گری شخصی” افراد عضو سازمان مسیری بسوی صلح علنا اشاره شده.

دوازده روز از کنفرانس مشترک آقایان رضا پهلوی و محمد مصطفایی در پاریس برای اعلان رسانه ای آغاز طرح شکایت علیه ج.ا به اتهام جنایت علیه بشریت به شورای امنیت و برای ارجاع پرونده  ج.ا به دیوان کیفری بین المللی میگذرد، طرحی که تقریبا ۲ ماه قبل با ابتکار جناب پهلوی برای جلب مشارکت عمومی در رسانه های اجتماعی مطرح گردید و با مشارکت همه فعالین سیاسی، حقوق بشری و حقوقدانان ظرف یک ماه بیش از ۳۲۰۰  نظر و پیشنهاد دریافتی بررسی شد و در طرح شکایت لحاظ گردید.  تابحال سازمان هایی همچون کمپین سفارت سبز، نهاد مردمی، شبکه سکولارهای سبز ایران، کانون همبستگی ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی، جنبش طرفداران دموکراسی ایران، حزب مشروطه ايران (لیبرال دموکرات) و شخصیت های حقیقی در بیانه های جداگانه از این طرح استقبال و حمایت کرده اند و حتی در اقدامی نمادین ظرف هشت  روز گذشته بیش از چهار هزار نفر از هموطنان  دادخواستی برای حمایت از این طرح را امضا کرده اند!

محبوبیت این طرح از یک سو و ایجاد جنبش روبه رشد فعال و فراگیر از سوی دیگر، هراس لابیست های سابقه دار ج.ا  را موجب شده است تا آنجا که فقط در یک مورد  آقای رضا نصری رودسری  اقدام به نگاشتن ۶ مقاله در زمانی کوتاه و در مخالفت با این طرح شکایت علیه خامنه ای نموده است، ایشان که خود یک از موسسین سازمان لابی مسیری بسوی صلح است  که برای آشتی ج.ا و امریکا لابی میکند. هدف این سازمان لابی امریکایی، ایجاد روابط حسنه مردمی ما بین ملت های امریکا و ایران است!  این هم پوششی است برای لابی گری تحت عنوان “مردم و ملت ها” برای آشتی دادن دولت ها که البته در عمل مخالفت با تحریم های فلج کننده و خریدن وقت برای  ج.ا و اصولا جلوگیری از هر گونه فشار سیاسی به ج.ا  است .

از سابقه گذشته ایشان، میتوان به لابی جهت عدم تصویب  قطعنامه تحریمی اچ آر ۳۶۲  در سال ۲۰۰۸  (پیشنهاد شده توسط نماینده دموکرات کنگره و نه جمهوری خواه) علیه ج.ا اشاره کرد، قطع نامه ای که علی الرغم الزام آور نبودنش، از رییس جمهور بوش، خواستار بازرسی کشتی های ج.ا در خلیج فارس میشد و همچنین خواهان جلوگیری از صادرات فراورده های پترو شیمی به ایران و همچنین ممانعت از سفر مقامات ج.ا به خارج از کشور مگر برای مذاکره هسته ای میشد که با تلاش گروهی باند نایاک، کاسمی و همراهی نصری از تصویبش جلوگیری شد. رضا نصری اعتقاد دارد که احمدی نژاد هرگز خواستار نابودی و  محو اسرائیل از نقشه دنیا نشده است (بند پنجم)، او اعتقاد دارد که محسن سازگارا “چلبی ایران” است، او اعتقاد دارد که “مردم ایران ترجیح میدهند زیر پرچم ملا ها زندگی کنند و بمیرند تا اینکه توسط امریکایی ها آزاد شوند”، او اعتقاد دارد که اصلاح طلبان “دمکراتیک ترین جریان سیاسی” در ایران هستند  و البته او  بشدت دلشیفته خاتمی است، او در سازمان لابی گر مسیری به سوی صلح  که خود از موسسین آن است، احترام به حق حیات هر انسانی را جزو پیش شرط های همکاری با گروه های دیگر  گذاشته اما وقتی صدام حسین در دادگاه به مرگ محکوم میشود با گفتن “الهم اشغل ظالمین بظالمین” مبارک باش میگوید. او در بیانیه اصول سازمانش ذکر میکند  که اعضای هیات مدیره این سازمان لابی گر هیچکدام هیچ مشی سیاسی یا حزبی ندارند و مستقل هستند!

اما نگاهی گذرا داریم به فعالیت های لابی گرایانه دیگر سازمان لابی مسیری بسوی صلح که آقای رضا نصری خود از موسسین آن است. ۱۴ نفر از اعضای این سازمان شامل برادر ایشان آقای علی نصری رودسری در طرحی تبلیغاتی و لابی گرایانه در سال ۲۰۰۷  بنام فرسنگ ها برای صلح با سناتور جو لیبرمن و بیش از ۱۲ نماینده کنگره امریکا در واشینگتن دیدار و برای ج.ا لابی کردند، البته ادعای حمایت سازمان های غیر دولتی و بخش خصوصی و نهاد های جامعه مدنی ایرانی از این نمایش با در نظر گرفتن حمایت و ملاقات این افراد با نماینده ج.ا در سازمان ملل، رسانه های دولتی ایران و دیگر لابیست های ج.ا همچون نایاک، کاملا پوچ و بی اساس بود

براستی آقای نصری  با این سابقه طولانی در لابیگری برای ج.ا تا جایی که حتی وبلاگ خویش را  “در دفاع از [ج.ا] ایران”  نامیده چرا به یک باره و پس از ۲ ماه از فراخوان آقای رضا پهلوی و استقبال روز افزون از این طرح، در اقدامی آشکار مصرانه  به کارشکنی و منصرف کردن ایرانیان از مشارکت در این طرح ملی ادامه میدهند؛ آقای مصطفایی و مرشدی در دو مطلب حقوقی جداگانه به تردید افکنی و بعضا نتیجه گیری های اشتباه و اظهارات گمراه کننده ایشان پاسخ داده اند اما ایشان همچنان گفتار نادرست خود را تکرار میکنند. مگر  آقای نصری نمی گوید که این طرح بی فایده است، غیر علمی و غیر منطقی و محکوم به شکست است؟ پس لطفا به شعور ایرانیان بیش از این توهین نکنند و بگذارند این طرح شکست بخورد تا ایشان و سایر مدافعین ج.ا و مخالفین جناب پهلوی به همراه “عظما” به شادی و پایکوبی بپردازند. براستی این مخالفت های غیر مستند و مغرضانه نشان دهنده احساس خطر لابی ج.ا از احتمال بالای موفقیت این طرح است البته به شرط آنکه حمایت شود. آقای نصری هیچ سابقه ای در مخالفت با طرح های مشابه در گذشته ندارد پس بدانید ایشان همانند هر لابیست دیگری بیخودی وقت تلف نمیکند!

Posted in 2011HR8712, IRI Apologists, Uncategorized | Tagged | 3 Comments

تشدید حملات لابی ج.ا به طرح شکایت رضا پهلوی از خامنه ای همزمان با استقبال روز افزون ایرانیان؛ لابی ج.ا را بهتر بشناسید + مستندات

عکس آقای رضا نصری رودسری (سمت راست) و برادرش علی نصری؛ لابیست های جمهوری اسلامی

آلبوم کامل عکس های لابی گری اعضای سازمان آقای رضا نصری رودسری در کنگره امریکا از جانب مردم ایران

دوازده روز از کنفرانس مشترک آقایان رضا پهلوی و محمد مصطفایی در پاریس برای اعلان رسانه ای آغاز طرح شکایت علیه ج.ا به اتهام جنایت علیه بشریت به شورای امنیت و برای ارجاع پرونده  ج.ا به دیوان کیفری بین المللی میگذرد، طرحی که تقریبا ۲ ماه قبل با ابتکار جناب پهلوی برای جلب مشارکت عمومی در رسانه های اجتماعی مطرح گردید و با مشارکت همه فعالین سیاسی، حقوق بشری و حقوقدانان ظرف یک ماه بیش از ۳۲۰۰  نظر و پیشنهاد دریافتی بررسی شد و در طرح شکایت لحاظ گردید.  تابحال سازمان هایی همچون کمپین سفارت سبز، نهاد مردمی، شبکه سکولارهای سبز ایران، کانون همبستگی ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی، جنبش طرفداران دموکراسی ایران، حزب مشروطه ايران (لیبرال دموکرات) و شخصیت های حقیقی در بیانه های جداگانه از این طرح استقبال و حمایت کرده اند و حتی در اقدامی نمادین ظرف هشت  روز گذشته بیش از چهار هزار نفر از هموطنان  دادخواستیبرای حمایت از این طرح را امضا کرده اند!

محبوبیت این طرح از یک سو و ایجاد جنبش روبه رشد فعال و فراگیر از سوی دیگر، هراس لابیست های سابقه دار ج.ا  را موجب شده است تا آنجا که فقط در یک مورد  آقای رضا نصری رودسری  اقدام به نگاشتن ۶ مقاله در زمانی کوتاه و در مخالفت با این طرح شکایت علیه خامنه ای نموده است، ایشان که خود یک از موسسین سازمان لابی مسیری بسوی صلح است  که برای آشتی ج.ا و امریکا لابی میکند. هدف این سازمان لابی امریکایی، ایجاد روابط حسنه مردمی ما بین ملت های امریکا و ایران است!  این هم پوششی است برای لابی گری تحت عنوان “مردم و ملت ها” برای آشتی دادن دولت ها که البته در عمل مخالفت با تحریم های فلج کننده و خریدن وقت برای  ج.ا و اصولا جلوگیری از هر گونه فشار سیاسی به ج.ا  است .

از سابقه گذشته ایشان، میتوان به لابی جهت عدم تصویب  قطعنامه تحریمی اچ آر ۳۶۲  در سال ۲۰۰۸  (پیشنهاد شده توسط نماینده دموکرات کنگره و نه جمهوری خواه) علیه ج.ا اشاره کرد، قطع نامه ای که علی الرغم الزام آور نبودنش، از رییس جمهور بوش، خواستار بازرسی کشتی های ج.ا در خلیج فارس میشد و همچنین خواهان جلوگیری از صادرات فراورده های پترو شیمی به ایران و همچنین ممانعت از سفر مقامات ج.ا به خارج از کشور مگر برای مذاکره هسته ای میشد که با تلاش گروهی باند نایاک، کاسمی و همراهی نصری از تصویبش جلوگیری شد. رضا نصری اعتقاد دارد که احمدی نژاد هرگز خواستار نابودی و  محو اسرائیل از نقشه دنیا نشده است (بند پنجم)، او اعتقاد دارد که محسن سازگارا “چلبی ایران” است، او اعتقاد دارد که “مردم ایران ترجیح میدهند زیر پرچم ملا ها زندگی کنند و بمیرند تا اینکه توسط امریکایی ها آزاد شوند”، او اعتقاد دارد که اصلاح طلبان “دمکراتیک ترین جریان سیاسی” در ایران هستند  و البته او  بشدت دلشیفته خاتمی است، او در سازمان لابی گر مسیری به سوی صلح  که خود از موسسین آن است، احترام به حق حیات هر انسانی را جزو پیش شرط های همکاری با گروه های دیگر  گذاشته اما وقتی صدام حسین در دادگاه به مرگ محکوم میشود با گفتن “الهم اشغل ظالمین بظالمین” مبارک باش میگوید. او در بیانیه اصول سازمانش ذکر میکند  که اعضای هیات مدیره این سازمان لابی گر هیچکدام هیچ مشی سیاسی یا حزبی ندارند و مستقل هستند!

اما نگاهی گذرا داریم به فعالیت های لابی گرایانه دیگر سازمان لابی مسیری بسوی صلح که آقای رضا نصری خود از موسسین آن است. ۱۴ نفر از اعضای این سازمان شامل برادر ایشان آقای علی نصری رودسری در طرحی تبلیغاتی و لابی گرایانه در سال ۲۰۰۷  بنام فرسنگ ها برای صلح با سناتور جو لیبرمن و بیش از ۱۲ نماینده کنگره امریکا در واشینگتن دیدار و برای ج.ا لابی کردند، البته ادعای حمایت سازمان های غیر دولتی و بخش خصوصی و نهاد های جامعه مدنی ایرانی از این نمایش با در نظر گرفتن حمایت و ملاقات این افراد با نماینده ج.ا در سازمان ملل، رسانه های دولتی ایران و دیگر لابیست های ج.ا همچون نایاک، کاملا پوچ و بی اساس بود.

براستی آقای نصری  با این سابقه طولانی در لابیگری برای ج.ا تا جایی که حتی وبلاگ خویش را  “در دفاع از [ج.ا] ایران”  نامیده چرا به یک باره و پس از ۲ ماه از فراخوان آقای رضا پهلوی و استقبال روز افزون از این طرح، در اقدامی آشکار مصرانه  به کارشکنی و منصرف کردن ایرانیان از مشارکت در این طرح ملی ادامه میدهند؛ آقای مصطفایی و مرشدی در دو مطلب حقوقی جداگانه به تردید افکنی و بعضا نتیجه گیری های اشتباه و اظهارات گمراه کننده ایشان پاسخ داده اند اما ایشان همچنان گفتار نادرست خود را تکرار میکنند. مگر  آقای نصری نمی گوید که این طرح بی فایده است، غیر علمی و غیر منطقی و محکوم به شکست است؟ پس لطفا به شعور ایرانیان بیش از این توهین نکنند و بگذارند این طرح شکست بخورد تا ایشان و سایر مدافعین ج.ا و مخالفین جناب پهلوی به همراه “عظما” به شادی و پایکوبی بپردازند. براستی این مخالفت های غیر مستند و مغرضانه نشان دهنده احساس خطر لابی ج.ا از احتمال بالای موفقیت این طرح است البته به شرط آنکه حمایت شود. آقای نصری هیچ سابقه ای در مخالفت با طرح های مشابه در گذشته ندارد پس بدانید ایشان همانند هر لابیست دیگری بیخودی وقت تلف نمیکند!

Posted in 2011HR8712, Politics, Uncategorized | Tagged , | Leave a comment

پاسخ حقوقی به ایرادات بی اساس آقای نصری علیه طرح رضا پهلوی برای شکایت از خامنه ای / بهداد مرشدی

پیشگفتار نگارنده وبلاگ: جای خوشحالی است که طرح شکایت  آقای پهلوی از علی خامنه ای  به شورای امنیت  با همکاری جناب مصطفایی، یک جنبش اجتماعی را در حمایت از این طرح پدید آورده است و البته منتقدانی نیز بوده اند که این طرح را بی حاصل دانسته اند، پاسخگویی حقوقی آقایان مصطفایی و مرشدی  به بسیاری از سنگ اندازی های مغرضانه از جانب مدافعان حکومت ج.ا  پاسخ داده و  امیدوارم که جامعه ایرانیان خارج از کشور و کنشگران حقوق بشر هر چه زودتر به حمایت از این طرح بپردازند تا فشار بر شخص خامنه ای به عنوان نفر شماره یک حکومت برجسته گشته و اولویت رسیدگی به نقض حقوق بشر در ایران و آزادی بدون قید و شرط و فوری زندانیان سیاسی و عقیدتی  در ایران محقق شود. در پایان، جوابیه جناب مرشدی را عینا در ادامه مطلب اضافه نموده ام.

خلاصه: بررسی حقوقی ایراداتی که آقای رضا نصری مصرانه در مخالفت با طرح شکایت از جمهوری اسلامی به شورای امنیت و به هدف ارجاع پرونده به دیوان کیفری بین المللی در مقاله هایشان بدان پرداخته، فارغ از انگیزه ایشان حاوی پیش فرض های نادرستی است که حاصلی جز نتیجه گیری اشتباه ندارد و متاسفانه در جهت  منصرف  کردن ایرانیان از مشارکت در این طرح ملی و فرا حزبی است.

ششمین مقاله از آقای رضا نصری که تکرار گفته های پیشین ایشان است در مخالفت با طرح شکایت آقایان رضا پهلوی و محمد مصطفایی از شخص خامنه ای در گویا نیوز منتشر شد. در این نوشته به ایرادات مقاله آقای نصری پرداخته میشود. ایشان برای خودشان متصور شده که این شکایت به دیوان کیفری بین المللی قرار است ارسال شود در صورتی که اینطور نیست و قرار است این شکوائیه طبق اصل ۱۳(ب)  اساسنامه رم به شورای امنیت ارسال شود و با فعالیت سیاسی جهت جلب نظر اعضا در دستور کار این شورا قرار گیرد.

ایشان ادعا میکند سال گذشته دادخواستی برای شکایت علیه ج.ا ایجاد شده بود، که البته هیچ ارتباطی به این شکایت ندارد زیرا طبق گفته ایشان در آن پرونده دادخواست طبق اصل ۱۳(سی) اساسنامه رم، مستقیما به دادستان دیوان کیفری بین المللی تسلیم شده بود تا با ارسال شواهد و مستندات، دادستان دیوان کفری  به بازگشایی پرونده ترغیب شود که البته احتمالا به دلیل اینکه ایران تنها امضا کننده این پیمان است (۳۱ دسامبر ۲۰۰۰) و این پیمان رسما در مجلس ایران از زمان کابینه اصلاحات تا بحال تصویب نشده، خارج از حوزه حقوقی این دیوان بوده است. بنابراین ارجاع آقای نصری به این دادخواست هیچ ارتباطی به این شکایت که قرار است به شورای امنیت تسلیم شود تا وضیعت بحرانی حقوق بشر ایران در دستور کار قرار دهد، ندارد و صرفا کج فهمی عمدی آقای نصری است. اگر براستی ایشان به این مساله واقف هستند پس چرا و به چه انگیزه ای به موارد نامربوط اشاره میکنند.

در بخش دیگری از مقاله آقای نصری، ایشان مجددا یک پیش فرض غلط دیگر را متصور شده و به “طرح بحث‌های انحرافی و تشبيه‌سازی‌های اغراق‌آميز ميان وضعيت ايران و وضعيت کشورهايی مانند ليبی و سودان” اشاره میکند در صورتی که چنین تشبیه سازی هرگز صورت نگرفته و چنین موردی هرگز در کنفرانس مشترک آقای پهلوی و مصطفایی و چه قبل یا بعد از این کنفرانس هرگز مطرح نشده و اشاره جناب پهلوی به رویه پیش گرقته شده در لیبی صرفا رویه حقوقی ارجاع پرونده ۳ تن از ناقضان حقوق بشر از طریق شورای امنیت به دیوان کیفری بین المللی است. جالب تر اینکه آقای نصری از آنچه که خود فرض نموده، نتیجه گیری فرضی دیگری میکند که “نيروهای نظامی و متخاصم” حاصل چنین پیش فرض غلطی است که ایشان از ابتدا از روی عمد و به قصد کارشکنی و انحراف افکار عمومی بدان پرداخته! اشاره آقای نصری به دخالت بشردوستانه (مداخله نظامی مشابه لیبی) هیچ ارتباطی به این دادخواست ندارد، زیرا این دادخواست صرفا مبتنی بر اتهام جنایت علیه بشریت است و در دو مورد اشاره شده توسط آقای نصری (قطعنامه های ۱۵۹۳  و۱۹۷۰) در هر کدام از پرونده ها  بیش از یک مورد از جرائم چهارگانه ای که در صلاحیت دیوان کیفری بین المللی است، اتهام زده شده بود. البته ایشان مجددا به دو مورد دیگر تشکیل دادگاه کیفری در پرونده رواندا (۱۹۹۴) و یوگوسلاوی (۱۹۹۳)  قبل از امضای اساسنامه رم و تشکیل دیوان کیفری بین المللی در سال ۱۹۹۸ بسبب نقض جدی حقوق بشر نیز اشاره نمیکنند. در مورد شخص عمر البشیر، ایشان به ۵ فقره جنایت علیه بشریت، ۳ فقره نسل کشی و ۲ فقره جنایت جنگی متهم شده یا برای مثال در پرونده لیبی، معمر قذافی، سیف السلام قذافی و عبدالله زنوسی هر کدام به دو فقره جنایت علیه بشریت متهم شده اند که قابل مقایسه با شکوائیه آقای پهلوی برعلیه شخص خامنه ای به عنوان شخص اول مملکت که صرفا در مورد اتهام جنایت علیه بشریت متهم گردیده، نیست.

مورد دیگر آنکه آقای نصری تصمیم گیری شورای امنیت در این شکوائیه را تا سطح انتظارات شخصی خود در این زمینه تقلیل می دهد و اصولا این شکوائیه را به “دور زدن پروسه حقوقی” متهم کند و ادعا میکند که با تعیین گزارشگر ویژه اصولا شورای امنیت نباید این شکوائیه را بررسی کند زیرا گزارشگر تازه تعیین شده به ادعای ایشان وضیعت حقوق بشر ایران را “تا آن حد بحرانی” برای ارجاع به شورای امنیت تابحال تلقی ننموده، این در صورتی است که آقای احمد شهید در مصاحبه ای اعلام نموده که اگر هیچ گونه همکاری از طرف ج.ا  با حکم ایشان صورت نپذیرد و ج.ا همچنان با مکانیزم های بین المللی برای بازبینی فاجعه حقوق بشری در حال بد تر شدن همکاری نکند، در نهایت پرونده حقوق بشری ایران به شورای امنیت منتهی خواهد شد. در رد انتظارات شخصی آقای نصری باید افزود، صرف اینکه گزارشگر ویژه تعیین شده به هیچ عنوان استفاده از اختیارات ماده۱۳(ب) اساسنامه رم برای طرح شکایت را منتفی نمیکند و شکایت از علی خامنه ای همچنان قابل پیگیری است.

جناب نصری تا بدانجا پیش میرود که متاسفانه با اشتباهی فاحش وضیعت حقوق بشر را در کشوری همانند عربستان سعودی با طرح این مثال که “نیمی از جمعیت این کشور حق تردد در خیابان” را  ندارند “وخيم‌تر و جدی‌تر” از وضعیت حقوق بشر در ج.ا  می پندارد! ادعایی که به واقع “سطح اشراف”  ایشان را در مسائل حقوق بشری آشکار میکند، البته ناگفته نماند که برخلاف تصور نادرست آقای نصری زنان در عربستان صرفا با محدودیت هایی در ارتباط با آزادی تردد مواجهند و می توانند علارغم نداشتن حق رانندگی به همراه محرم خود در خیابان ها تردد کنند و این البته نمونه دیگری از تحریف واقعیات یا ناآگاهی آقای نصری و گفتار غیر مستند ایشان است. کیست که نداند ایران با دارا بودن بالاترین اعدام  نسبت به جمعیت در جهان مقام اول را دارد وهمچنین بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان  است و البته اعدام های فرا قانونی و مخفی، اعدام کودکان زیر ۱۸ سال و اجرای احکام سنگسار، قطع دست و پا  تنها بخشی از وضیعت بحرانی حقوق بشر در ایران است و بهتر دانستن فاجعه حقوق بشری در ایران نسبت به عربستان توسط آقای نصری  فراسوی باور آگاهان و کنشگران است.

اتهام جنایت علیه بشریت که در این دادخواست گنجانده شده با توجه به تصویب قطعنامه اخیر مجمع عمومی با آرای بی سابقه که در آن نگرانی عمیق اعضای مجمع از نقض جدی، مستمر و تکرار شونده حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی ابراز گردیده  یقینا وارد و قابل طرح است، مخصوصا با وجود مستندات فراوان  از ارتکاب جرایمی شایع و نظام مند مخصوصا از تاریخ بعد از اول جولای ۲۰۰۲،  همچون شکنجه، تبعیض قومی، جنسیتی، مذهبی یا زندانی کردن زندانیان سیاسی و عقیدتی نه تنها از طریق شورای امنیت قابل پیگیری است بلکه طبق  ماده ۱۳(الف) اساسنامه رم، حتی یکی از کشورهای عضو دیوان کیفری بین المللی میتواند این شکایت جنایت علیه بشریت را برای تحقیق به دادستان این دیوان ارجاع کند!

در ارتباط با ادعای دیگر آقای نصری برای تصمیم گیری شورای امنیت طبق اصل ۳۹ منشور سازمان ملل (اصلی که طرح شکایت جناب پهلوی نیازمند جلب نظر و حمایت اعضای این شورا در جهت اضافه کردن این شکوائیه در دستور کار شورای امنیت است)، ایشان از گزاره نادرست  «تهديدی عليه صلح و امنيت جهان» به عنوان پیش شرط نام برده که اشتباه است و “تهدید صلح” گزاره صحیح است که در حقیقت مصداق قطعنامه های ۱۵۹۳  و۱۹۷۰ بوده که ایشان به آنها اشاره کرده اند اما تعریف واژه صلح  توسط شورای امنیت که مفهوم منفی آن  یعنی “فقدان جنگ” همیشه  لحاظ گردیده طبق بیانیه رییس شورای امنیت (شماره اس/۲۳۵۳۳ سال ۱۹۹۲)  به مفهومی مثبت، جامع تر و پیچده تر بدل گشته و بحران های اجتماعی ، اقتصادی، اکولوژیک و انسانی را نیز از مصادیق تهدید صلح  دانست. با بررسی قطع نامه های شورای امنیت  پس از این تاریخ میتوان مصادیق تهدید صلح را پس از تفسیر جدید این واژه توسط شورای امنیت به سه  گروه نقض جدی حقوق بشر، دخالت های ضد تروریستی و فقدان دموکراسی تقسیم کرد که طرح جناب پهلوی بر روی نقض جدی حقوق بشر استوار است. بنابرین تلاش آقای نصری برای القاء این مفهوم اشتباه که باید جنگ داخلی صورت گرفته باشد و یا منجر به کوچ اجباری مردم از مرزهای کشور گشته باشد، ضرورتا الزامی نیست

 طرح شکایت جناب پهلوی نیاز به حداقل یک دولت حامی عضو شورای امنیت از مجموع ۱۵ عضو این شورا است تا این مهم در دستور کار شورای امنیت قرار بگیرد و البته تلاش ها همچنان ادامه دارد و هیچ کس حتی آقای نصری نمیتواند منکر آن شود اما آنچه که بسیار پرسش انگیز است، اصرار آقای نصری در بیهوده بودن این شکایت و منصرف  کردن ایرانیان  از مشارکت در این طرح ملی و فرا جناحی و حزبی است، که البته ایشان این هدف را با نتیجه گیری های گمراه کننده و نا صحیح که از پیش فرض های غلط حاصل گردیده، پیگیری می نمایند. شکایتی که واکنش تند حکومت را نیز بر انگیخته و طرحی که ۵ میلیون ایرانی خارج از کشور میتوانند با مشارکت و ایجاد فشار به دولت های محل اقامت خویش، زمینه طرح و در دستور کار قرار گرفتن آن را در شورای امنیت  فراهم کنند.

البته امید است که سازمان های حقوق بشری مخصوصا سازمان های پیشگام وشاخصی همچون مرکز اسناد حقوق بشر ایران و بنیاد عبدالرحمن برومند که دراین زمینه سالهای متمادی زحمت های فروانی کشیده اند، به حمایت از این طرح ملی بپردازند. در هر صورت آنچه که مشخص است اینکه ایرانیان فارغ از جنسیت، عقاید سیاسی، مذهبی، قومیت و گویش، حقوق بنیادین بشر شان توسط حکومت ارتجاعی و استبدادی جمهوری اسلامی نقض میشود و وقت آن فرا رسیده است که دشمن مشترک مان، یعنی ناقضان اصلی حقوق بشر در ایران را یک بار برای همیشه به دست عدالت بسپاریم.

منبع: خودنویس

Posted in Human Rights, Uncategorized | Tagged , | Leave a comment